تبليغاتX
آرام بخش دل
 همیشه از خوبی های آدما واسه خودمون دیوار بسازیم ،

 پس هر وقت در حقمون بدی کردن ، فقط یه آجر از دیوار برداریم ،

بی انصافیه اگه دیوار رو خراب کنیم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:43  توسط مها  | 

زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی
همچون نیلوفری باش در آب
زندگی در آب بدون تماس با آب!                                                                                        
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات
ریاضیات وابسته به ذهن اند
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند
زندگی سخت ساده است.

خطر کن و
وارد بازی شو
چه چیز از دست می دهی ؟
با دست های تهی امده ایم
وبا دست های تهی خواهیم رفت
نه, چیزی نیست که از دست بدهیم

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند
تا سر زنده باشیم
تا ترانه ای زیبا بخوانیم
وفرصت به پایان خواهد رسید
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !مرگ تنها برای کسانی زیباست که,زیبا زندگی کرده اند! از زندگی نهراسیده اند
شهامت زندگی کردن را داشته اند
کسانی که عشق ورزیده اند
دست افشانده اند
و                                                                                                               زندگی را جشن گرفته اند
پس; هر لحظه را به گونه ای زندگی کن
که گویی واپسین لحظه است
و کسی چه می داند ؟
شاید اخرین لحظه باشد                                                                                                           

        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 1:48  توسط مها  | 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید

 وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه

لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخواد که سرت و باز به دیواری تکیه بدی که زیر آوار غرورش همه وجودت له شده .

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات و خیس کنه اما مجبور باشی

که بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.

چقدر سخته که گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی

و اون وقت زیر لب  بگی گل من باغچه نو مبارک .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 1:51  توسط مها  | 

تا نکوشی در نخواهی یافت و اگر به تمامی نکوشی،نکوشیده ای

آموختن آسان نیست و خستگی هر آن در کمین است

آزرده می شوی ،احساس یأس می کنی

شک می کنی که رها کنی و بگذری

اما به خاطر داشته باش که اگر

پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی در پایان، پیروزی از آن تو خواهد بود.

بدان که شانس کمتری از دیگران برای موفق شدن نداری و آنهم تنها

 در سایه ی جستجو برای یادگیری روشی برای موفق شدن،

شهامت ادامه ی تلاش را داشته باش برای مقصودی

که به آن باور داری، شاید نیرو و توانایی خود را باور

نداری،خودت را باور کن.

هرگز وقت گرانمایه ات را در اندوه آنچه باید می شد بر باد مده

  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:28  توسط مها  | 

از چارلی چاپلین پرسیدند

 خوش بختی چیست؟

پاسخ داد : فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعدی خوش بختی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 21:55  توسط مها  | 

سلام مادرم


 ای باغبان هستی من

هنگام روییدنم باران محبتت را آرام آرام بر سرم باراندی بی چشمداشت

و پروراندی ام در آغوش گرمت باز بی چشمداشت

هنگام بیماری ام طبیب آلامم بودی هستی من

طبیبی حاذق تر از هر پزشک ماهری

دردهایم را میشناختی و درمان می کردی

هنگام خطاهایم نصیحتت بر جانم می نشست همچون حکیمی که به نرمی آگاهی ام دهد

مادرم نگاهبان هوشیاری بودی از برایم

هیچ کسی را توانایی آن نبود که به سراغم بیاید و توهینی هر چند اندک نماید

گاه تعلیم تنها معلم مهربان و دانشمندم تویی

و چفدر نیکو مسائل پیچیده ریاضی زندگی ام را برایم اثبات می کنی

و چه زیبا و اندیشمندانه راه را از چاه برایم مشخص می سازی

مادرم خشمت آکنده از مهربانی است آنگاه که از خطاهایم برایت می گویم

و مهربانی ات با قطره اشک جمع شده در گوشه چشمت زیباترین مهربانی

مهربانم چگونه با وجود تو به دیگران مهر مهربانی می زنم و برچسب عاشقی

عزیزم کاش به غیر از تو به هیچ کس نگفته بودم عزیزم

چرا که تو عزیزترینم هستی

چروکهای مانده بر صورتت زیباترت می کند فرشته ی من اما تو آن را نشانه پیری ات می دانی

عزیزم ارزان به دست نیاورده ای آن را

با بیماری ات بیمار می شوم و با خوشی هایت خوشحال

خداوند می دانست که چه زحمتی دارد پروراندن فرزند که بهشت را سهم تو قرار داد

مهربان زیبایم ببخش خطاهای فرزندت را ................

ببخش که سخت محتاج بخشیدنت هستم

زیبای من به زبان الکنم  خرده مگیر زیرا که قاصر است از بیان خوبی هایت

و توانایی پاسخ گفتن زحماتت را ندارد

هنوز در شگفتم از خلقت تو ای اعجوبه ی طبیعت

و نمی دانم چطور برای خودم این همه خوبی ات را شرح دهم

خدایا من قادر نیستم تا مهربانی هایش را قدر نهم

و نمی توانم از او بابت زحماتش تشکر کنم

نمی توانم ............. نمی توانم

تو کمکم کن


ميلاد بانوي دو عالم و روز مادر بر مادر عزيزم،خواهر مهربانم و شما دوست گرامي مبارك باد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 7:42  توسط مها  | 

ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش

ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش

ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش

نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش.............

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 14:47  توسط مها  | 

یک رود در آن واحد همه جا هست:

 در سرچشمه٬ در دهانه دریا٬ در حال جریان٬ در آبشار٬ در اقیانوس و در کوهستان.

 برای رود فقط زمان حال وجود دارد٬ نه سایه ای از گذشته بر آن هست و نه از آینده.

برای جاری بودن در لحظه ها در خود جاری خواهم شد تا زمان را انگونه که باید دریابم ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:0  توسط مها  | 

به سکوهای خالی غبارزده نفرین نفرست
به پنجره های بی شیشه سنگ نزن
به امتداد نگاههای غریب دیگر ننگر
به یاری رهگذران دیار لعنت نیندیش
به دنبال قافیه ای برای شعر نماندن نباش
به سنگ فرش های آن خیال پاک سوگند مخور
معجزه آروم تر از تپش دلت
سرخ تر از آه های عادتت
و واقعی تر از دستانت به وقوع می پیونده
آن لحظه نفرت از یک حس میمیرد
آن لحظه به اطمینان طبیعت
و به اعتماد خواب هایت میرسی
و خدا را در تمام وجودت می یابی
شکوه آن را با دستانت قسمت کن
و بگذار بودن تنها تخلص زندگیت شود...

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 23:55  توسط مها  | 

سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون

 همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگاهت نمی کنن 

 سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا

همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن.۰۰۰

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:28  توسط مها  |